تبلیغات
In Minds Of Books - دزدیده شدن پرسیفونه دختر دمیتر خدای نان و گندم (روایتی از گل نرگس)
In Minds Of Books
عجیب نیست کتاب بعدازچندین بارخواندن چاقتر میشود!چیزی لابلای صفحه ها جامیماند.چیزهایی مثلِ احساسات،افکار،صداها!کرنلیا_فانکر

دیمیتر، ایزدبانوی محصول و برداشت، و زئوس، شاه ایزدان، دختری به نام پرسیفونه داشتند. روزی، پرسیفونه برای گل‌چیدن رفته بود و.......

دیمیتر، ایزدبانوی محصول و برداشت، و زئوس، شاه ایزدان، دختری به نام پرسیفونه داشتند. روزی، پرسیفونه برای گل‌چیدن رفته بود و هیدس، ایزد دنیای زیرین، جایی که مردگان در آن می‌زیند وی را ربود. لازم به ذکر است که بر خلاف تصور عموم، هیدس، معادل نیروی پلیدی نیست و هرگز با آن‌چه در ادیان ابراهیمی به عنوان شیطان معرفی می‌شود قابل قیاس نخواهد بود. اصولاً در افسانه‌هایی که به چند ایزدی معتقد بودند نمی‌توان یک ایزد را به طور کامل معادل نیروی شر فرض کرد. در مورد چند نقشی بودن این ایزدان در مقاله‌های جداگانه توضیح خواهم داد.

به هر جهت، دیمیتر نتوانست دخترش را پیدا کند و در دنیا آواره شد تا نشانی از او بیابد. خود را به شکل زن پیری آراست و به الوسیس رفت. شاه و ملکه که به دنبال پرستاری برای پسرشان بودند او را پذیرفتند. هر شب، وقتی کاخ در خواب فرو می‌رفت، دیمیتر، نوزاد را در آتش می‌گذاشت. شبی ملکه دریافت که دیمیتر چه می‌کند و بالطبع، با داد و فریاد، پسرش را از آتش بیرون آورد. دیمیتر خود را بر او آشکار ساخت و گفت که اگر مزاحمش نشده بود پسرش به جمع نامیرایان ملحق می‌شد زیرا تمام بخش‌های میرای وی در آتش سوخته‌اند.

دیمیتر، هکاته را ملاقات کرد و هکاته گفت که روزی فریاد پرسیفونه را شنیده است. پیشنهاد کرد دیمیتر از هلیوس، ایزد خورشید سراغ وی را بگیرد. هلیوس راز را افشا کرد و دیمیتر، نزد زئوس شکایت برد. زئوس تنها پدر پرسیفونه نبود بلکه برادر دیمیتر و هیدس نیز به شمار می‌رفت. زئوس از دخالت در ماجرا خودداری کرد به همین دلیل دیمیتر وظایف خود را به عنوان ایزدبانو وا نهاد. پس از این ماجرا، هیچ محصولی نمی‌رویید و قحطی بر زمین حاکم شد. نسل بشر به خطر افتاد.

در نهایت، زئوس گفت که هیدس باید پرسیفونه را رها کند. وقتی دختر به مادر رسید، دیمیتر پرسید که آیا در دنیای زیرین چیزی خورده است؟ پرسیفونه گفت که چند دانه انار. ولی به همین دلیل، اکنون پرسیفونه یک سوم هر سال را در دنیای زیرین، تحت عنوان همسر هیدس سپری می‌کند و دو سوم سال را نزد مادرش می‌گذراند. وقتی پرسیفونه از دیمیتر دور است، مادر ناله می‌کند و در نتیجه‌ی غم اوست که گیاهان رشد نمی‌کنند تا دخترش دوباره بازگردد.

بدین ترتیب، مردم پیشین می‌کوشیدند با استفاده از افسانه‌ی مذکور، چرخه‌ی رشد گیاهان و محصول و زمستان را توضیح دهند.





نوع مطلب : اساطیر یونان و رم mythology of Greek and Rome، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 11 بهمن 1395 :: نویسنده : آمنه حمیدی
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:48 ق.ظ
I'm not sure why but this blog is loading
very slow for me. Is anyone else having this problem or is it
a issue on my end? I'll check back later and see if the problem still exists.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : آمنه حمیدی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی